امروز:

که مرا طاقت چنین جدایی نیست !

» نوع مطلب : وب نوشت ،

سه شهریور بود که خبر سقوط هواپیمای بوئینگ 737 شركت آیتک ایر قرقیزستان که عازم تهران بود را شنیدم ! فردای آن روز اسامی ۴۱ کشته این سانحه اعلام شد ، اسم ها را خواندم و خواندم تا به چهل و یکمین اسم رسیدم : محسن رسول اف ! اینبار پنج یا شش شهریور بود که در وبگردیه روزانه ام به صفحه ای بر خوردم که تمام وجودم را به لرزه در آورد ! عنوان خبر این بود : محسن رسول اف عکاس ایرانی در سانحه هوایی در گذشت ! چقدر اسم برایم آشنا بود ! امروز وقتی خبر اهدای جایزه ی محسن رسول اف را شنیدم ، غصه های مرگ جوان ۲۵ ساله تنم را تسخیر کرد ! مگر می شود جلوی اشک را گرفت وقتی هر روز به فتو بلاگش سر میزنی و غمگینانه منتظر به روز شدن آن می مانی ! دیگر نه فتو بلاگ و نه وبلاگ محسن رسول اف به روز نخواهد شد ، پدرش چقدر غصه دار است !

عکسی از مرحوم محسن رسول اف

محسن رسول اف، متولد 1362 در شیراز و فارغ التحصیل مهندسی ICS (سیستم های ارتباطی اینترنتی) از دانشگاه گیلفورد انگلستان بود . وی عکاس،کاریکاتوریست، مدیر هنری نمایشگاههای عکس داخلی و خارجی ،کارگردان فیلمهای کوتاه و تجربی و عکاس سینما بود . محسن رسول اف برای انجام یك پروژه عكاسی مستند به قرقیزستان رفته بود و قصد داشت پس از بازگشت از این سفر، برای ادامه این پروژه راهی تاجیكستان شود که ...


نوشته شده در : شنبه 16 شهریور 1387  توسط : وحید.    نظرات() .

سروده‌ی تازه برای مردی بزرگ: منصور اسانلو

» نوع مطلب : وب نوشت ،

سروده‌ی تازه برای مردی بزرگ: منصور اسانلو

منصور اسانلو را، آزار چه آزاری
دادند به زندان ها، هربار چه هرباری

منصور اسانلو را شلاق چه شلاقی
بستند به پا و سر، بسیار چه بسیاری

بینائی او آنجا، کمتر شد و کمتر شد
زیرا که دو چشمش بود، بیدار چه بیداری

منصور اسانلو شد، بدحال چه بدحالی
افتاده به سلولش، بیمار چه بیماری

منصور اسانلو را، دلتنگ چه دلتنگی
بودند زن و فرزند، دیدار چه دیداری

رفتند ملاقاتش، مبهوت چه مبهوتی
اشک است و نباید ریخت، خونبار چه خونباری

منصور اسانلو را، بردند به تابوتش
تا خوش به دروغ آید، اجبار چه اجباری

او را ز دروغ اما، پرهیز چه پرهیزی
هرچند حکومت خواست، اقرار چه اقراری

با درد خودش ملت، درگیر چه درگیری
غافل ز خبرها شد، اخبار چه اخباری

ملت! تو بگیر از او، سرمشق چه سرمشقی
نومید مشو، برخیز!، پیکار چه پیکاری

منصور اسانلو ساخت، امّید چه امّیدی
امّید به پیروزی، سردار چه سرداری

با بانگ انالحقی، منصور چه منصوری
فرداش اگر بینی، بر دار چه بر داری

هادی شد ازین قصه، غمناک چه غمناکی
بغضش سر بغض آمد، تکرار چه تکراری

( هادی خرسندی )

............................................................

پ . ن :

منصور اسانلو (اصانلو) از رهبران سندیکای کارگران شرکت اتوبوسرانی تهران و حومه (شركت واحد) و فعال سندیكالیست ایرانی که بارها بدلیل مبارزات کارگری و تلاش برای احقاق حقوق کارگران شرکت واحد و اتوبوسرانی به زندان‌های  جمهوری اسلامی راه یافته است.


نوشته شده در : چهارشنبه 13 شهریور 1387  توسط : وحید.    نظرات() .

کاش سریال کره ای پخش شود !!

» نوع مطلب : وب نوشت ،

مطمئنا دوستداران سریال های پخش شده از سیمای جمهوری اسلامی پیگیر تمام این برنامه ها هستند ! سریال ترانه مادری یکی از این سریال هاست که طرفداران خاص خود را دارد ، سریالی با موضوعی ضعیف و پیش پا افتاده ! چند روز پیش به صورت اتفاقی چند دقیقه ای با این مجموعه همراه بودم جایی که بحث فناوری هسته ای و اجازه ندادن کشور های غربی به جوانان و دانشمندان ایرانی برای خود کفایی ایران در ساخت فناوری هسته ای و ... تو کلاس درس دانشگاه بیان شد ! این یعنی یک پیام سیاسی ضعیف ! وقتی دیگر راهی برای بیان اینکه دلیل اجازه و مخالفت کشور های خارجی در مورد مسئله ی فناوری هسته ای چه میتواند باشد ، وجود نداشته باشد ، از ترفند زشت ، آن هم به صورت دیالوگ و تبلیغ وار در سریال های ضعیف ایرانی استفاده می شود ! سریالی که پایانِ آن قابل پیش بینی است ! اینجاست که باید دست کارگردانان کره ای را فشرد و از آن ها بابت ساختن سریال و فروختن به سیمای ایران تشکر کرد ! مرحبا بر کارگردانان و تهیه کنندگان این سریال ها که حداقل وظیفه هنری خود را زیر پا نگذاشته و مباحث زشت سیاسی را وارد عرصه ی زیبای هنر نمی کنند !!


نوشته شده در : جمعه 8 شهریور 1387  توسط : وحید.    نظرات() .